پيشرفتهترين مدل آموزش پزشكي جهان يعني CPC يا آموزش بر مبناي تظاهرات باليني در ايران اجرا خواهد شد كه هم اكنون در مرحله بررسي، طراحي و تطبيق است.
پروفسور «پيتر هاراسيم» استاد تمام دانشگاه كالگري كانادا و مشاور سازمان بهداشت جهاني از اساتيد برجسته جهان در زمينه طراحي سيستمها و روشهاي پيشرفته آموزشي است كه از سال 1992 تا كنون بيش از پنج مرتبه به ايران سفر كرده و در خصوص استقرار سيستم پيشرفته آموزش پزشكي در ايران مطالعات و بررسيهاي مختلفي انجام داده است.
وي با بيان اينكه تا كنون از دانشگاههاي علوم پزشكي تهران، اصفهان، اهواز، مشهد و تبريز بازديد كردهام، اظهار كرد: طي اين چند سال متوجه پيشرفت زياد كشور ايران از لحاظ كمي و كيفي شدهام؛ زيرساختهاي كشور ايران و از همه بيشتر سيستم آموزشي اين كشور طي اين سالها با پيشرفت زيادي روبرو بوده است.
وي با اشاره به افزايش كيفيت آموزش پزشكي كشور ايران، تصريح كرد: مساله آموزش و كيفيت آن در همه كشورها از اهميت بالايي برخوردار است. به عبارت ديگر سرمايه گذاري جوامع در زمينه تربيت و آموزش نيروي انساني بزرگترين سرمايه گذاري آن به حساب ميآيد.
مشاور سازمان بهداشت جهاني افزود: دارا بودن نيروي انساني ماهر در پزشكي منجر به توسعه چشمگير كشورها ميشود، بنابراين توسعه كشورها با تربيت نيروي پزشكي متخصص رابطه مستقيم دارد كه منجر به برگشت سرمايه ميشود.
وي با بيان اينكه كيفيت آموزش پزشكي ايران به خاطر تلاش مسؤولان وزارت بهداشت اين كشور و همكاري با سازمان بهداشت جهاني رو به افزايش است، اظهار كرد: بر اين اساس تلاش زيادي براي بالا بردن سطح دانش، نگرش و مهارت دانشجويان پزشكي صورت گرفته است كه اين علامت بسيار مثبتي است و باعث افزايش چشمگير كيفيت خدمات سلامت در ايران ميشود.
پروفسور هاراسيم با اشاره به همكاري سازمان بهداشت جهاني براي پيادهسازي پيشرفتهترين روش آموزشي پزشكي يعني CPC يا آموزش بر مبناي تظاهرات باليني در دانشكدههاي پزشكي كشور ايران، تصريح كرد: اجراي يك مدل جديد پيشرفته آموزشي نيازمند صرف زمان، همكاري موثر تمام اعضاي هيات علمي دانشگاهها و كسب مهارتهاي طراحي ميباشد. به عبارت ديگر هيات علمي بايد با برگزاري و شركت در كارگاههاي جديد اين مهارتها را كسب كند.
وي با بيان اينكه روز به روز اعضاي هيات علمي بيشتري در اين برنامه درگير ميشوند، خاطرنشان كرد: بنابراين افراد بيشتري راههاي افزايش كيفيت آموزشي دانشجويان را شناسايي كردهاند. با اين حال اجرايي شدن اين طرح زمانبر است.
اين استاد دانشگاه كالگري كانادا مدل آموزش CPC يا آموزش بر مبناي تظاهرات باليني را پيشرفته ترين مدل آموزشي در آمريكاي شمالي عنوان و تصريح كرد: در واقع اين روش نسل پنجم مدلهاي آموزشي در آمريكاي شمالي است. 4 نسل قبلي از حدود 250 سال پيش در آمريكا طراحي و اجرا شدهاند كه پس از كشف نواقص هر مدل، مدلي جديدتر متولد شده است ولي مدل آموزشي CPC سعي كرده ضمن حفظ مزاياي مدلهاي قبلي، معايب آنها را تا حد امكان كاهش دهد.
به گفته وي، در اين مدل آموزشي، اطلاعات مجددا سازماندهي ميشوند. به عبارت ديگر اطلاعات فعلي كتب پزشكي سازماندهي ميشوند و اگرچه مطالب آن خوب و غني است ولي بايد براي استفاده بهينه از اين اطلاعات با شرايط واقعي هماهنگ شوند. همچنين در اين روش نوع اطلاعات در برخورد با هر شكايت يا تظاهر باليني تعريف مي شود.
وي با بيان اينكه كليه اين اطلاعات در كتب پزشكي وجود دارد، تصريح كرد: اين اطلاعات مستقيما در دسترس دانشجويان نيست، بنابراين تمام تلاش اين مدل آموزشي اينست كه با سازماندهي مجدد اين اطلاعات دانش و تجربيات اساتيد بهتر به دانشجو منتقل شود. در اين روش ديگر نيازي به بررسي ضمير ناخودآگاه اساتيد براي درك بهتر وجود ندارد چرا كه اين اطلاعات مدون شده و به ثبت رسيده است، بنابراين شاهكار اين مدل آموزشي همين است كه افكار و شم پزشكي متخصصان را با انتقال بر روي كاغذ در معرض ديد دانشجو قرار ميدهد.
وي افزود: بنابراين با اجراي اين مدل آموزشي علاوه بر افزايش سطح خدمات، دانشجويان ميتوانند در هر مكان و زماني تا 70 درصد همانند اساتيد خود عمل كنند تا خطاهاي تشخيصي و درماني خود را جبران كنند. به عبارت ديگر دانشجويان با اين روش سريعتر متخصص ميشوند.
مشاور سازمان بهداشت جهاني در بسياري از جنبههاي طراحي اين مدل آموزشي، ايران را پيشروترين كشور در سطح منطقه و جهان عنوان كرد و گفت: مسؤولان وزارت بهداشت كشور ايران عزم راسخي براي اجراي اين روش در كليه دانشگاههاي علوم پزشكي اين كشور دارند، اين در حاليست كه در بسياري از كشورها اين روش به صورت محدود و در حد چند دانشكده پزشكي اجرا شده است.
پروفسور هاراسيم در خاتمه كاهش هزينهها، كاهش طول تشخيص بيماري، كاهش زمان اشغال تختهاي بيمارستاني و كاهش زمان چرخش بين مطبها را از ديگر محسنات روش آموزشي CPC دانست و افزود: در اين روش با تكيه بر علائم كليدي بيماري و حذف مكانيزمهاي تشخيصي زائد، بسيار زودتر به نتيجه ميرسيم و متخصصان از روي نقشه و شاه كليدها حركت ميكنند.همچنين ادغام علوم پايه و باليني و تقويت سيكل ارتباطي بين استاد و دانشجو از ديگر مزاياي اجراي اين طرح است.